8. طب انگليسي، بيزانسي، و عربي. طب انگليسي (يا به عبارت دقيقتر آنگلوساكسوني) به وسيلهٴ پزشكينامههايي عرضه شد كه در فقرهٴ گياهشناسي از آنها سخن گفتم.
نونوس رسالههاي طبي متعددي نوشت، كه بيشتر مبتني بر آثار قديم بيزانسي بود.
عقايد طبي تازه همگي به زبان عربي انتشار يافت، ولي الزاماً نه به وسيلهٴ مسلمانان؛ بزرگترين پزشك عصر يك تن يهودي بود به نام اسحاق اسرائيلي. مثلاً مهمترين رسالهٴ علمي قرون وسطي را در باب بول بدو مديونيم. اوطوقيوس اسقف اعظم ملكيان اورشليم رسالهاي در طب نوشت. دو تن از رياضيدانان مسلمان كه در بالا ذكرشان شد، يعني ابوعثمان و سنان بن ثابت، به عنوان بانيان بيمارستان شهرت يافتند، سنان كوشيد تا حرفهٴ پزشكي را بر معيارهاي علمي مبتني سازد؛ ابوعثمان نوشتههاي جالينوسي را به عربي ترجمه كرد.
9. تاريخنويسي لاتيني، عربي، و چيني. تنها اثر مهم لاتيني به دست رگينوي پرومي از بنديكتيان آلماني نوشته شد. اين اثر شرح وقايع عالم از زمان تولد مسيح تا روزگار او بود.
طبري، كه بزرگترين مورخ زمان خويش بود، تاريخ عالم را از زمان خلقت تا 915 نوشت.
آثار مسعودي به همان اندازه كه جنبهٴ جغرافيايي دارد، تاريخي هم هست؛ آنها را بايد همراه با تاريخ طبري مورد استفاده قرار داد. اوطوقيوس پزشك مسيحي هم كتابهاي تاريخي نوشت.
جالبترين جنبهٴ آثار تاريخي عربي آن زمان اهميتي است كه به انساب و قدماي عرب داده ميشود، و اين قسمتي به دلايل سياسي و قسمتي ديگر به دلايل عاطفي است. سه شخص ممتاز، يعني ابن دريد، همداني و ابوالفرج اصفهاني مساعي خود را مصروف تاريخ قديم ملت خويش كردند. توضيح آن مشكل نيست، چون عربها تقريباً در ميان مسلمانان اقوام ديگر، مخصوصاً ايرانيان مستحيل شده بودند. ملل بيگانه -- كساني كه نه فقط از لحاظ خون، بلكه از بسياري جهات ديگر هم بيگانه بودند -- تمدني را كه عربها با آن قدرت آغاز كرده بودند، تقريباً بهطور كامل در اختيار خويش درآوردند. بدبختانه ريشهٴ چنين جنبشي، چنان كه مينمود، عميقتر از آن بود كه آثار و دستآوردهاي ملل و اقوام ديگر آن را متوقف سازد يا حتي تحت تأثير قرار دهد. اين مورخان عرب براي چيز از دست رفتهاي شرافتمندانه ميجنگيدند.
ابوبكر رازي، قديمترين مورخ عرب اسپانيايي، در اين زمان ظهور كرد؛ او توصيف و تاريخ اسپانيا را نوشت. اين تاريخ از طريق اقتباسي به زبان اسپانيايي به دست ما رسيده است.
ليوهسو در 945 تاريخ قديم سلسلهٴ تئانگ را تحرير كرد.
10. قانون لاتيني، بربري، و ژاپني؛ جامعهشناسي اسلامي. رگينوي پرومي خلاصهاي از قوانين شرعي را تأليف كرد. قديمترين مجموعه قوانين ولش به فرمان شاه هاول ددا تدوين شد.
شرح قانون چيني كه در نيمهٴ اول سدهٴ نهم به وسيلهٴ كيووارا ناتسونو آغاز شده بود، توسط كورمونه نائوموتو تكميل شد. در اثناي عصر انگي (901 تا 923) قوانين جشنها تدوين شد.
اين قانون براي تحقيق در زندگي مردم ژاپن اهميت خاصي دارد.